پایین رودخانه
پایین رودخانه کمی آن سوتر ، میان سبزه ها گلی سرخ خواهد شد آتشین ؛ به رنگ عشقی که پاییز زیر باران از لب هایت جا ماند . همان جا که بوسه ای آهسته گم شد ! و من هنوز به بهار فکر کنم ، به گلی که شاید از خاطره ی ما روییده باشد ....
پایین رودخانه کمی آن سوتر ، میان سبزه ها گلی سرخ خواهد شد آتشین ؛ به رنگ عشقی که پاییز زیر باران از لب هایت جا ماند . همان جا که بوسه ای آهسته گم شد ! و من هنوز به بهار فکر کنم ، به گلی که شاید از خاطره ی ما روییده باشد ....
در جهان کوچک من پیامبری است به نام "تو" چشمهایش دعوت میکند مرا به "عشق" ایمان بیاورم ..؟! **کبری بحرینی«دنیا* » من یک جهان پر از حرفهای نگفته ام و تو سهم تمام دلتنگی های من هرگز به دست باد نخواهم داد -قاصدک- کبری بحرینی « *دنیا* » از ب...
«گوش ماهی » وقتی نگاهت آسمانم شد آغاز کردم من پریدن را تا لب به لب قند لبت واشد آغاز کردم بوسه چیدن را من نقش گل ،بر قالی عشقم با ناز دستانت،نوازش کن بردامنم چون طفلی ازشادی یک لحظه بنشین و تو سازش کن تصویری از رویای دیدارت در خواب های گاه بیگاهم لب تشنه ی آ...